0%
Still working...

نوروز، بستر هم‌گرایی فرهنگی

نویسنده: سید بصیر مصباح، روزنامه‌نگار و استاد دانشگاه

این مقاله در وبسایت آبی میدیا منتشر شده و با حفظ منبع از آن‌جا رونوشت شده است.

منبع:

https://abimedia.net/?p=7582&fbclid=IwdGRleAQ24SJleHRuA2FlbQIxMQBzcnRjBmFwcF9pZAo2NjI4NTY4Mzc5AAEe6tsNpgRkyDVWNSQOIeZcqTr9oQ-B1FMAW8u8726WnCHN2_6y869sRRn_-JE_aem_W1UOPeZRAJKAveZQNEdLIg

اشاره

نوروز به ‌عنوان بزرگ‌ترین آیین‌ باستانی در کشورهای جنوب‌غربی آسیا و برخی دیگر از ممالک جهان به ‌شمار می‌رود که از آن به ‌عنوان تمدن نوروز یاد می‌شود. در این تمدن،‌ نوگرایی،‌ مقابله با جهل، اعتدال، راستی، سرسبزی و جدایی از زشتی، عناصر ممتاز استند. این تحقیق در صدد پاسخ به این پرسش است که چگونه می‌توان امکان هم‌گرایی فرهنگی میان کشورهای حوزه‌ی نوروز را با تطبیق یک استراتژی درستِ رسانه‌ای فراهم کرد. یافته‌های مطالعه که با رویکرد تحلیلی ـ توصیفی انجام شده است، نشان‌گر قدرت بی‌بدیل نوروز به ‌عنوان یک بستر میان‌فرهنگی و هم‌سو‌گرایانه میان این جوامع است که رسانه‌های ملی و یا فراملی در سطح تبعید می‌توانند در دیپلماسی‌شان نوروز را جزء آجندای مهم فرهنگی در نظر گیرند. یافته‌ها نشان می‌دهد که با وجود تفاوت در جغرافیا، سیاست و نخبه‌گان کشورهای حوزه‌ی تمدنی نوروز، امکان هم‌گرایی از طریق ایجاد یک اتحادیه‌ی رسانه‌ای مبتنی بر نوروز، سیاست‌گذاری گفت‌وگومحورِ رسانه‌های کلان و فراملی مبتنی بر گفت‌وگوهای نوروزی و تولید محتواهای دیداری (خصوصاً فیلم و انیمیشن) در مورد تاریخیت، فرهنگ و گفتمان نوروز در کشورهای عضو این حوزه، نقش غیر قابل انکار و موثر دارد.

آیین نوروز

آیین نوروز، از جمله‌ی کهن‌ترین جشن‌های به‌جامانده از دوران باستان در تمدن ما به ‌شمار می‌رود که نه‌تنها در افغانستان، ایران و تاجیکستان، بل‌ در سایر ممالک جهان از جمله، آسیای مرکزی، قفقاز، عراق، ترکیه، کشورهای حوزه‌ی جنوب خلیج فارس، پاکستان، بالکان و شبه‌قاره، مورد تکریم و تجلیل قرار می‌گیرد (Mechael, 2003) و حداقل در ۹ کشور: ایران،‌ افغانستان، تاجیکستان، ازبیکستان، ترکمنستان،‌ قزاقستان، قرقیزستان (واقع در آسیای جنوب‌غربی)، آذربایجان (آسیای غربی) و آلبانی (واقع در اروپای جنوبی) با همین نام، تعطیل رسمی است (بصیری و موسوی نقلی، ۱۳۹۴: ۷۷).

یکی از روایت‌های پرارجاع درباره‌ی بنیان‌گذاری نوروز در شاه‌نامه آمده است. پس از آن که جمشید، تمدن را بنیان نهاد و بر پادشاهی شکوفا فرمان‌روا شد، تصمیم گرفت دست‌آوردهای خود را جشن بگیرد؛ تختی مملو از جواهر ساخت که به آسمان بالا رفت و آن روز را «روزِ نو (nō rūz) اعلام کرد (Preston, 2026).

سازمان ملل با مسماکردن اول حمل/فروردین یا ۲۱ مارچ به ‌عنوان «روز جهانی نوروز»، چنین تعریفی از این جشن ارایه می کند: «نوروز که به معنای روز نو در فارسی است، بسیار فراتر از (تنها) آغاز یک سال نو است. این جشن باستانی، زنده‌گی، تولد دوباره و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌دارد. با ریشه‌هایی که بیش از ۳۰۰۰ سال به دوران زرتشتی بازمی‌گردد، نوروز، فرارسیدن بهار را اعلام می‌کند و در روز اعتدال بهاری، معمولاً ۲۰ یا ۲۱ مارچ، جشن گرفته می‌شود. امروزه، این جشن، فرهنگ‌های متنوع در ایران، آسیای مرکزی، قفقاز، بالکان و فراتر از آن را متحد می‌کند و مجموعه‌ای غنی از رسوم، سنت‌ها و ارزش‌های مشترک را ارائه می‌دهد» (United Nation, ND).

نوروز نه‌تنها یک روی‌داد تقویمی یا آیین بومی است، بلکه‌ بازتابی از یک حافظه‌ی فرهنگی جمعی است که در آن شادی، هم‌بستگی انسانی و پیوند با طبیعت در کانون توجه قرار دارند. این ویژه‌گی‌های چندبعدی، باعث می‌شوند نوروز به ‌صورت بالقوه به پلی میان فرهنگ‌ها تبدیل شود؛ پلی که نه‌تنها ارزش‌های تمدنی منطقه‌ای ما را بازتاب می دهد، بل‌که با دغدغه‌ها و ارزش‌های معاصر نیز هم‌افق می‌شود (مصباح، ۱۴۰۴).

بنابراین، نوروز عنصر برازنده در حوزه‌ی تمدنی مشترکی است که میان این ممالک و ملت‌ها پیوند زده و در گذشته، جغرافیای وسیع‌تری را در بر می‌داشته است که این تمدن طی قرن‌های متمادی، بخش وسیعی از آسیای صغیر تا بین‌النهرین، هند و آسیای میانه را در بر می‌گرفته است (سازمند، ۱۳۹۷).

این در حالی است که در نظام‌های سیاسی فوق، جهت‌گیری متفاوت، نخبه‌گان فکری با گرایش‌های مختلف از مذهبی‌ها تا لائیک‌ها، از غرب‌گراها تا کمونیست‌ها و از ملی‌گراها تا جهان‌گراها در این حوزه حضور دارند. گاه این تفاوت‌ها (خصوصاً تنوع قومی و مذهبی)، بسترهای خشونت و رودررویی گرم را میان این جوامع فراهم کرده است؛ اما عنصر مشترک که با عبور از این مرزها، می‌تواند به ‌عنوان یک پل فرهنگی، این درهم‌تنیده‌گی را هم‌چنان حفظ و تقویت کند، فرهنگ مشترک، خصوصاً آیین نوروز میان این تمدن بزرگ است. از این منظر، نوروز را می‌توان بزرگ‌ترین عنصر هم‌گرایی میان این ملت‌ها در نظام بین‌الملل امروز دانست.

نوروز، بستری میان‌فرهنگی و هم‌سویی

مطالعات جدید هم نشان می‌دهند که آیین نوروز،‌ سبب ایجاد هم‌سوگرایی ادراکی و کنشی، درهم‌آمیختن جریان‌های عاطفی میان عوامل گفتمانی و ایجاد تعامل میان آن‌ها می‌گردد (سعیدی و همکاران، ۱۴۰۴: ۵۰)، طوری‌که آیین‌های چون خانه‌تکانی، سبزه‌انداختن، چیدن سفره‌ی هفت‌سین (که پیش‌جشن‌های نوروزی استند) با قابلیت انبساط، گشایش و حرکت، علاوه بر این‌که منجر به گسترش فضای نوروز و انتقال زودهنگام آن به زنده‌گی مردم می‌شوند، در یک‌دیگر نشت کرده،‌ سبب انتقال ارزش‌ها می‌گردند (همان: ۵۵).

تصویب قطع‌نامه با عنوان «روز بین‌المللی نوروز» در ۲۴ فبروری ۲۰۱۰ و به‌رسمیت‌شناختن نوروز به ‌عنوان یک مناسبت بین‌المللی توسط سازمان ملل بین ۱۱ کشور، تحول نوینی در هم‌گرایی منطقه‌ای کشورهای هم‌تبار، هم‌فرهنگ و هم‌تاریخ  آسیای جنوب‌غربی را می‌توان مشاهده کرد (موفق و همکاران، ۱۴۰۳).

همان‌طوری‌که حکیم ابوالقاسم فردوسی (۳۲۹-۴۱۶ هـ.ق.) در شاه‌نامه، نوروز را بزرگ‌داشت راستی و حقیقت و فصل دوستی، سرسبزی و جدایی از بدی‌ها (طلوعی‌آذر و همکاران، ۱۳۹۴) عنوان می‌کند،‌ این عناصر که جنبه‌ی انسانی والایی دارند، می‌توانند آن مشترکات قدرت‌مند را میان تمدن نوروز احیا کند و توسعه ببخشد.

در این میان، پرسش از امکان و امتناع نوروز برای پیوند میان‌فرهنگی جهت رسیدن به یک‌ هم‌گرایی میان این ملت‌ها نیست، بل پرسش از چگونه‌گی امکان گسترش راه‌بردی نوروز در دیپلماسی فرهنگی، استراتیژی‌های رسانه‌ای و زنده‌گی در محیطی متأثر از فضای دیجیتال است. البته منظور از هم‌گرایی در این نوشتار، «فرایندی است که در آن، واحدهای مستقل ملی به هم‌کاری با یک‌دیگر و حل مسائل از طریق تشریک مساعی با یک‌دیگر، تعامل نشان می‌دهند و برای تشکیل یک کل، جهت رسیدن به هدف و یا ائتلاف چند کشور بر سر حداقلِ موضوعات مبتنی بر سود تجمعی» (بصیری و موسوی نقلی، ۱۳۹۴: ۷۰) می‌کوشند.

پاسخ نظام‌مند به پرسش فوق، ضرورت یک پژوهش علمی با تأکید بر خوانش نخبه‌گان فرهنگ و رسانه‌های حوزه‌ی نوروز را می‌طلبد و نویسنده، لزوم تمرکز پژوهشی مشترک در این بخش، خصوصاً از سوی نیروهای دیاسپورای حوزه‌ی تمدنی ما را یک ضرورت بنیادی می‌داند و امید بر این دارد که با این نوشتار، زمینه‌ی توجه به‌درگیرشدن به قدرت نوروز در هم‌گرایی فرهنگی را برجسته تر کند.

در استراتیژهای رسانه‌ای کلان مبتنی بر این حوزه‌ی تمدنی، نوروز به عنوان یک سرمایه‌ی نمادین مشترک شناخته می‌شود که کشورهای حوزه‌ی نوروز را با هم متصل می‌کند. در بُعد دیپلماسی رسانه‌ای (چه وسایل ارتباطی سنتی و چه ابزارهای نوین ارتباطی دیجیتال) امکان‌های قابل توجهی در اختیار جوامع این حوزه‌ی تمدنی قرار دارد. با توجه به مطالعاتی در حوزه‌ی ارتباطات و فرهنگ، ابعاد و گستره‌ی این دیپلماسی را می‌توان در نکات مهم زیر چنین خلاصه کرد:

  • نخستین‌قدم در بسترسازی نوروز به ‌عنوان عنصر زاینده‌ی هم‌گرایی، ایجاد یک اتحادیه‌ی رسانه‌ای نوروز (خصوصاً در فضای مهاجرت و دیاسپورا) است. با توجه به جابه‌جایی‌های فرهنگی، زبانی و اجتماعی در اثر مهاجرت، امکان ارتباط میان‌فرهنگی جوامع مهاجر با یک‌دیگر از طریق مولفه‌های هم‌سوکننده (مانند نوروز) موجود است. نوروز در دیار غربت، نه‌تنها عامل نوستالوژیک، بلکه بستر قوی برای هم‌دلی و هم‌گرایی این جوامع است. در این میان، تولید و آرشیو دیجیتالی محتوای نوروزی و تطبیق پروژه‌های مشترک در این حول‌وحوش از سوی اتحادیه‌، فرهنگ نوروز را پربارتر خواهد کرد.
  • یکی از این دیپلماسی‌ها می‌تواند تولید فیلم‌ها و انیمیشن‌های مبتنی بر نوروز و با تمرکز بر آیین مشترک و تاریخ پربار این حوزه‌ی تمدنی باشد. «تولید فیلم‌های اثرگذار و قوی در این زمینه و ترجمه‌ی آن به زبان بقیه کشورهای حوزه‌ی تمدنی، می‌تواند به ‌عنوان یک اقدام مهم و اثرگذار قلم‌داد شود؛ زیرا یکی از راه‌کارهای معرفی این میراث کهن برای عامه‌ی مردمِ کشورهای حوزه‌ی تمدنی ایران، پخش فیلم‌های تاریخی و مستندِ اثرگذار است که در آن به گستره‌ی جغرافیایی، ابعاد تاریخی و وجوه و اشتراکات فرهنگی» این حوزه‌ی تمدنی، توجه صورت گیرد (سازمند، ۱۳۹۷).
  • طراحی برنامه‌های گفت‌وگو در شبکه‌های تلویزیونی ملی و فراملی مبتنی بر گفتمان مشترک نوروز در این حوزه‌ی تمدنی، ریشه‌های هم‌گرایی را ایجاد خواهد کرد. البته با توجه به سیاست‌های حاکم در افغانستان، امکان شکل‌دهی چنین استراتیژی در داخل این سرزمین به صفر تقرب کرده است و به‌ دلیل جابه‌جایی حوزه‌ی عمومی از رسانه‌های داخلی به رسانه‌های تبعیدی، دیپلماسی رسانه‌ای نوروز افغانستان نیز به رسانه‌های تبعیدی منحصر شده است که در پیش‌برد این امر، می‌توانند سهم ممتاز بگیرند.
  • در این میان، ایجاد اندیش‌کده‌های فرهنگی مشترک بین کشورهای فارسی‌زبان، توسعه‌ی زیرساخت‌های ارتباطی، تولید محتوا، پژوهش و بررسی مشاهیر مشترک (موفق، ۱۴۰۳) از دیگر اقدام‌ها در عرصه‌ی رسانه‌ای به‌ شمار می‌رود.

نتیجه‌گیری

این مقاله نشان می‌دهد که نوروز به ‌عنوان یک بستر فرهنگی که ارزش‌های جهان‌شمول انسانی چون صلح، هم‌زیستی مسالمت‌آمیز، حقیقت‌گرایی، اعتدال و  مقابله با جهل و ستم را در خود جا داده است، بزرگ‌ترین زمینه‌ی‌ بالقوه در راستای هم‌گرایی فرهنگی‌، نه‌تنها میان کشورهای حوزه‌ی نوروز،‌ بلکه در میان سایر ملل جهان است. براساس این مطالعه، نوروز، قدرت و ظرفیت این را دارد که از ابعاد مختلف در هم‌گرایی ملت‌های این حوزه‌ی تمدنی، نقش قوی و موثری را بازی کند؛ نقشی که از طریق به‌کارگیری ابزارها و سامانه‌های امروزی در خلق گفت‌وگو و روایت تحقق می‌یابند. فرهنگ نوروز، جدا از این‌که ظرفیت خوانش‌ها و تجلیل‌های متفاوت را به ‌خود جا داده است، قدرت پذیرش کاربرد ابزارهای نرم رسانه‌ای در راستای تحقق اهداف نوروزی را نیز به ‌صورت واضح نشان می‌دهد. دولت‌های حوزه‌ی نوروز به ‌طور عموم و افراد و چهره‌های فرهنگی و رسانه‌ای این حوزه در سطح ملی و فراملی، در یک بازخوانی عمیق از بازنمایی نوروز در رسانه‌ها، به تغییر تاکتیکی در دیپلماسی رسانه‌ای ضرورت جدی دارند. این تغییر در کشورهای باثبات‌تر و سازمان‌یافته‌تر از نظر رسانه‌ای در سطح ملی شکل می‌گیرد؛ اما در ممالکی که جریان اطلاعات، هم‌چنان با چالش‌های سیاسی و امنیتی مواجه استند، در قالب رسانه‌های تبعیدی و فراملی می‌توانند بازنمایی شوند. به ‌طور کلی، ایجاد یک اتحادیه‌ی رسانه‌ای نوروزی میان چهره‌های برجسته‌ی رسانه‌ای در سطح فراملی جهت ایجاد، حفظ و بازنشر فرهنگ و تمدن نوروز، نخستین گام در این دیپلماسی به ‌شمار می‌رود. در کانون همین اتحادیه، می‌توان از نشر و پخش فیلم‌ها و انیمیشن‌های نوروزی از درون کشورهای عضو و ایجاد گفت‌وگوهای عمیق و با چشم‌انداز هم‌سوگرایی در رسانه‌های فراملی و داخلی سخن گفت.

منابع فارسی

بصیری، محمد علی و  مژگان موسوی نقلی. (1394). «هم‌گرایی فرهنگی کشورهای حوزه‌ی نوروز بر مبنای رویکرد آینده‌پژوهی» در سیاست جهانی،  4(1)، صص 65-98.

سازمند، بهاره. (۱۳۹۷). «نوروز و هم‌گرایی فرهنگی در حوزه‌ی تمدنی ایران» در مجله‌ی سیاست و روابط بین‌الملل، دوره‌ی ۲، شماره‌ی ۱، بهار و تابستان.

سعیدی، م.؛ ح. شعیری؛ ع. کریمی فیروزجایی و م. احمدخانی. (1404). «تحلیل فضای گفتمانی نوروز: از کنش‌های اجتماعی تا کارکردهای نشانه ـ انسان‌شناختی» در فصل‌نامه‌ی علمی ـ پژوهشی زبان‌شناسی اجتماعی، 8 (3)، صص 43 ـ 57. https://doi.org/10.30473/IL.2025.68176.1600

مصباح، سید عبدالبصیر. (۱۴۰۴). «گفتمان‌های دیاسپورای افغانستانی در آلمان؛ تحلیل انتقادی رویکردهای ارتباطات میان‌فرهنگی با جامعه‌ی میزبان» در فصل‌نامه‌ی علمی ـ پژوهشی نبراس، شماره‌ی 10، ویژه‌ی جنبه‌های اندیشه‌ی میان‌فرهنگی، تابستان.

موفق، رویا؛ نوروز هاشم‌زهی و ماندانا صنیعی. (1403). «تبیین ظرفیت‌های دیپلماسی رسانه‌ای ایران در افزایش هم‌گرایی با تاجیکستان (با رویکرد گراندد تئوری)» در فصل‌نامه‌ی علمی مطالعات میان‌رشته‌ای ارتباطات و رسانه، 7(26)، صص 113-144. https://doi.org/10.22085/jiscm.2025.483240.1743

منابع لاتین

Michael, Jaclyn. (2003). Celebrating Nowruz, Harvard University: Center for the Middle Eastern Studies.

Preston, C. (2026, January 10). Zoroastrianism and Parsiism. In Encyclopædia Britannica. Retrieved February 21, 2026, from: https://www.britannica.com/topic/Zoroastrianism

United Nations. (n.d.). International Nowruz Day. United Nations. Retrieved February 21, 2026, from: https://www.un.org/en/observances/international-nowruz-day

عکس تزیینی، سفره هفت‌سین نوروزی در کاخ سفید، ایالات متحده / GETTY IMAGES VIA AFP

Related Posts